امیرعلی و رستوران
یکشنبه 10/1/93 برای اولین بار پسرکمون رو بردیم رستوران! دایی عماد به تازگی ماشین خریده و قصد داشت همه رو مهمان کنه.به همین خاطر یکشنبه شب به همراه مادرجون،پدرجون،دایی امین،دایی عماد و ماهرخ جون رفتیم رستوران ژوانی.شما با ورود به رستوران مثل هر جای دیگه ای که برای اولین بار می ری واکنش نشون دادی و به اطراف با تعجب و دقت نگاه می کردی.موقع غذا خوردن هم دست و پا می زدی و شلوغ می کردی و می خواستی غذاهای روی میز رو برداری.به همین خاطر دایی امین زود شامش رو خورد و شما رو برد توی ماشین تا ما راحت غذا بخوریم. این هم جوجوی من که روی صندلی غذا نشسته و به غذاهای روی میز نگاه می کنه.عزیزدلم متاسفانه غذاهای اونجا برای شما مناسب نبود،ان شااله بزرگتر که شدی شما هم می تونی موقع غذا خوردن با ما همراه بشی.فدای جوجوم بشم من که دلش می خواد از این غذاهای رنگارنگ بخوره اما نمی تونه...![]()



امیرعلی و رستوران
